بهترین و بزرگترین مرکز دانلود و خرید وفروش پروژه های پایان نامه دانشجویی و تحقیقات آماده و کارآموزی به صورت حرفه ای فایل های آموزشی و فایل های پاورپوینت
آخرین محصولات فروشگاه
محبوبترین محصولات
فروشگاه فروشگاه بزرگ علم فایل فروشگاه خرید و فروش مقاله و تحقیق

اطلاعیه فروشگاه

در هنگام خرید حتما روی دکمه تکمیل خرید در صفحه بانک کلیک کنید تا پرداخت شما تکمیل شود مراحل پرداخت را تا آخر و دریافت کدپیگیری سفارش انجام دهید ؛ در صورتی که نتوانستید پرداخت الکترونیکی را انجام دهید چند دقیقه صبر کنید و مجددا اقدام کنید و یا از طریق مرورگر دیگری وارد سایت شوید یا اینکه بانک عامل را تغییر دهید.پس از پرداخت موفق لینک دانلود به طور خودکار در اختیار شما قرار میگیرد و به ایمیل شما نیز ارسال میشود.ضمنا برای اینکه راحت تر محصول مورد نظرتون رو پیدا کنید از قسمت (جستجوی محصولات) بالای صفحه استفاده کنید. با تشکر

دانلود کاملترین تحقیق درباره زن

دانلود کاملترین تحقیق درباره زن

لينک پرداخت و دانلود *پايين مطلب*
فرمت فايل:Word (قابل ويرايش و آماده پرينت)
تعداد صفحه: 41

 

مقدمه

در بينش اسلامي زن و مرد هر دو از يک جان و يک ماده آفريده شده است و در ذات و جوهر تفاوتي با يکديگر ندارند.بنابراين هر دوي آنها انسان ناميده مي شوند و خداوند پس از خلقت آنها،«فتبارک الله احسن الخالقين»به خود گفته است.با وجود اينکه اين دو صنف تفاوتي در ذات و جوهر و توانائي رشديابي و کمال جوئي با هم ندارند، اختلافي در ميان آنها مشاهده مي شود که پاره اي از آنها لازمه ي بقاي نوع آدمي است.تفاوتهاي ديگري مانند تفاوت در عقل، در ميان اين دو صنف مطرح است که انسان را دچار حيرت مي کند.اما چگونه ممکن است که خداي باري تعالي براي موجودي ناقص العقل و معيوب تعبير«فتبارک الله الحسن الخالقين»به کار ببرد؟؟چگونه است که در بعضي از تعابير ديني، واژه هاي ناقص العقل و ناقص الايمان به کار رود؟؟در اين نوشتار سعي بر اين است که براي رفع اين شبهه، ضابطه هائي مطرح شود تا بتوان بر اساس آن ضوابط، درباره ي احاديثي اين گونه قضاوت و داوري شود.

اما زن در نهج البلاغه:

زن در نهج البلاغه ترسيم يک طرح يک بعدي از چهره ي کامل زن در قرآن است.فضاي اين طرح را جوي آکنده از فتنه هاي زمانه و دسيسه هاي سياسي در بر گرفته است.زنان در نهج البلاغه با عبارتهائي چون عقرب ،ناقص العقل، ناقص الايمان، و ناقص البهره وصف شده اند و مع االسف ، اکثر شارحان در نهج البلاغه نيز در جهت اثبات اين مطلب بر آمده اند که زنان در مقام عبوديت، عروج و تکامل، دريافتهاي ذهني و انتزاعات عقلي از مردان ناقصترند.

پس در اين ميان، آيات قرآني چه مي شود؟؟ مگر نه اين است که ملاک شناخت سخنان ائمه در احاديث و دعاها، هماهنگ بودن مفاهيم و معاني آنها با قرآن و کلام الهي است.

قرآن ماهيت زن و مرد را يک چيز مي شمارد .بر خورداري آنها از ارزشهاي معنوي، مانند ايمان و عمل صالح ، علم ، تقوي ، سبقت در ايمان ،جهاد و هجرت يکسان دانسته است و در کسب صفات عالي انساني، تفاوتهائي ميان آن دو قائل نيست.(در سوره هاي نساء آيه 1، اعراف آيه 189، زمر6، نمل 97، مجادله 11، حجرات 13، واقعه 10 و 11، نساء 95 ، آل عمران 195، احزاب 35)

توان رشد و کمال جوئي براي هر دو يکسان است و هر دو مي توانند به مقامات بلند معنوي و انساني راه يابند.اين چنيني است که زنان مسلمان ما در پي تصويري شايسته از مقام انساني زن در نهج البلاغه مي گردند.

اما متأسفانه از يک سو، برخي تعابير موجود در نهج البلاغه، مانند نقصان عقل و نقصان ايمان، اين ديدگاه را آسيب پذير مي سازد و از سوي ديگر، تشت و تناقض موجودي در آراي شارحان نهج البلاغه، مانع درک صحيح امام علي(ع) مي شود.

اين شارحان گاهي با زبان فلسفه و گاه با زبان تاريخ و يا روانشناسي در صدد توجيه عبارات نهج البلاغه بر آمده اند و با هر کلام، زن مسلمان را در اين ميان متحير ساخته اند.واقع آن است که درک مردان از روحيه ي زنان درکي تجربي و حصولي است و هنوز مسأله روح زن و ماهيت واقعي وي در پرده اي از ابهام و در نهايت، در پس تأويلات قرآن، مجهول مانده است و عبارات نهج البلاغه در انتظار شارحي راستين است تا باطن آنها را بنمايد. بنده نيز به نوبه خود در جستجوي آن هستم که به تصوير راستين کلمات نهج البلاغه دست يازيم و بذر اطمينان را در قلب زن مسلمان متحير بيفشانيم و اعتلاي فکري و روحي زنان مسلمان و هويت انساني و اسلامي او را به مقصد و مقصود برسانيم نه به شکل سطحي و گذرا ، بلکه به شکلي اصولي، با مسائل نظري و ديدگاههاي موجود در باره زن برخورد کنيم و گامي کوچک در مسير احياي فرهنگ راستين اسلام بردارم و به رسالت خويش در اين زمينه عمل کنيم.

براي دستيابي به تصوير راستين کلمات نهج البلاغه، بايد اين کلمات را از نظر سند و محتوا مورد بررسي قرار دهيم.در بررسي سند، وثاقت راويان و محدثان و وجاهت ناقلان حديث را بررسي مي کنيم و در بررسي محتوا، به مواردي مانند مخالف نبودن حديث با کتاب خدا و نيز عقل، مي پردازيم؛ زيرا اگر حديثي مخالف کتاب خدا باشد بايد کنار نهاده شود.و همچنين اگر مضمون حديث با ادراک روشن عقل و نيز با حس و وجدان مخالفت داشته باشد پذيرفته نمي شود.

زن از ديدگاه پيامبر(ص)

در تاريخ جهان مذهبي کسي پيدا نمي شود که مقام جنس لطيف را مانند محمد مصطفي(ص)بالا برده باشد.پيغمبر اسلام روزي براي زنها حقوق قائل شد که زنان از هيچ حقوقي برخوردار نبودند و فرمود«حقوق زنها محترم است و مقدس، مواظب باشيد که حقوق زنها محفوظ باشد و از حقوقي که براي آنها تعيين شده است برخوردار باشند»و در جاي ديگر مي فرمايد«بهترين مسلمان کسي است که داراي بهترين رفتار باشند و بهترين مردان در ميان شما کسي است که نسبت به زنانشان خوش رفتار باشند»

پيامبر اسلام (ص)در جاي ديگر مي فرمايد«من دوست دارم از دنياي شما سه چيز را(نماز، محبت زن، عطر)»در اينجا پيغمبر(ص)لذت دنيا را سه چيز دانسته و محبت زنان را قرين نماز که رکن اعظم ديانت اسلام قرار داده است.

و نيز در حجة الوداع در روز غدير خم که نصب امامت فرمود در حضور هزاران نفر از مسلمين، در ضمن وصاياي خود تأکيد کرد که وصيت من در مورد زنان آن است که حقوق آنها را رعايت کنيد و با آنها به خوبي رفتار کنيد.

و فرمود«اي مردان زنان شما بر شما حقي دارند که مبادا آنها را رعايت نکنيد که اهل دوزخ مي شويد»و حتي در حالت نزاع و وفات آخرين بيان آن حضرت سفارش نماز و زنان بود. و هميشه مي فرمود که زن گل خوشبوئي است نه قهرمان ،در هر حال با او مدارا کنيد که يار و امانت خدايند.بديهي است که از اين همه توجه و سفارش و التفات از روي شهوت پرستي و نفس شهواني نبوده است بلکه توجه آن حضرت در باره مقام زن به مرتبت همسري و مادري و رفاقت و موانست با مردان را دارد و وسيله رحمت خداوندي و پديد آورنده نسل بشر است.

بدين جهت تعجب آور نخواهد بود که پروفسور ت.و. آرنولد زندگاني زناشوئي پيغمبر(ص) را ين گونه توصيف کرده و گفته است:«يکي از زيباترين چهره هاي زناشوئي کاملي است که تاريخ بما نشان ميدهد»

اما اول بررسي سند خطبه 79

 خطبه 79 از زبان اميرالمومنين(ع)، از طريق شريف رضي به صورت مرسل در نهج البلاغه نقل شده است و کليني نيز اين خطبه را از تعدادي از اصحاب، از احمد بن ابي عبدالله از پدرش از کساني که ذکر کرده اند از حسن بن مختار از ابي عبدالله (ع)، که فرمود: قال اميرالمومنين(ع) في کلام له...... .سند ضعيفي دارد و بعيد نيست که قطعه اي از حديث مرسل شريف باشد.البته همه اينها حديث يا بخشي از آن صاحب نظران، در ساير کتابهاي حديثي خود آورده اند که چون اغلب به صورت مرفوع و از ناحيه ائمه ديگر، مانند ابي عبدالله (ع)است که از محل بحث خارج است.بنده خود بر اين باورم که اين حديث به احتمام زياد جعل شده ، چرا که در همه مواردي از آيات و احاديث مبهم توسط امامان شيعه توضيح و تفسير شده است و محال است که چنين حديث مبهمي از ناحيه آنها تفسير نشده است و هيچ روايتي هم در مورد تفسير اين حديث نداريم!!

اما روايتهائي که از علي (ع)نقل شده است، چنانچه که گفتيم، سندي ضعيف و مرسل دارد و بر فرض دلالت بر مطلوب، فاقد حجيت است و چنان چه سند ضعيف داشته باشد ، دلالت انها بر مدعا، محل بحث است.

دلالت خطبه 79

استاد محمد تقي جعفري، درباره ي خطبه ي مزبور چنين گفته است:بعضي ها گفته اند که همه خطبه هاي اميرالمومنين(ع) قطعي سند نيست، يعني احتمال عدم صدور بعضي از جملات و خطبه ها از امير المومنين(ع)، يک احتمال منطقي است. همچنين اگر خطبه اي يا جمله اي مخالف صريح عقل سليم بود، بر روايات و حديث مقدم است و اين از اصول مسلم فقه اسلامي در تعادل و تراجيح است.

در بررسي اين خطبه در مي يابيم که برخي از عبارات آن، مانند نقص عقل زنان، مخالف قرآن است؛ زيرا در قرآن سبب نابرابري زن و مرد در شهادت،«نسيان» است و نه« نقص عقل».

مناسبت تاريخي خطبه 79

کلام مزبور را به امير المومنين(ع)نسبت داده اند، آن هم بعد از جنگ جمل که باب فتنه را در ميان مسلمانان گشود و باعث ريختن خون تعداد بي شماري شد.

اين جنگ به سبب موضع انفعالي و احساساتي ام المومنين، عايشه، درباره ي علي(ع)در گرفت و تعدادي از اصحاب نيز که با علي(ع)دشمني داشتند و خيال قدرت در سر مي پرورانند و او را کمک و تشويق کرده اند.موقعيت و منزلت عايشه به سبب آنکه همسر رسول خدا(ص)و ام امومنين بود، در نزد عموم مردم بسيار بزرگ و والا شمرده مي شد و منشاء تاثير در عامه مردم بود.

حضرت علي(ع)مي خواهد از تأثير عمومي عايشه بکاهد، لذا در سخنان خود او را فاقد امتيازي بر« ديگر زنان»قرار داد تا مردم بدانند چرا پيروي بي مورد از او به فاجعه انجاميد

و چرا او به نصيحت خير خواهان گوش نکرد و هنگامي که حکم خدا را در باره ماندن زنان پيامبر در خانه به او يادآوري کرد، و به آن وقعي ننهاد و از فتنه اي که اقدانات او را در پي نهراسيد.

علي(ع)قصد داشته است به طوري که طعني مستقيم به عايشه نباشد، توده ي مردم را بينا و بيدار کند لذا شيوه اي را انتخاب کرد که به بيان برخي احکام شرعي ويژه زنان مربوط مي شد و آن احکام ،کاستي و نقصاني را در شايستگي و ويژگي هاي انساني زن که با مرد يکسان است در پي نداشت،بلکه پرده از چشم مردم بر مي داشت تا دريابند که عايشه نيز همچون ديگر زنان است و صلاحيت اينکه مردم از او پيروي کنند، را ندارد و تسليم تصميمات و موضع گيري هائي نشود که صرفاً از تمايلات و احساسات شخصي ناشي شده است، نه از قانون و شورا. چنانچه امام علي(ع)در جاي ديگر در باره او مي فرمايد:« اما فالانه فادرکها رأي النساء و ضغن غلا في صدرها»يعني:اما آن زن که انديشه زنانه بر او دست يافت و در سينه اش چون کوره آهن بتافت.از اين حديث به خوبي مي توان درک کرد که خطبه حضرت در مورد عقل زنان فقط و فقط خطاب به عايشه بوده است و بس.

بررسي فرازهائي از خطبه«نقص عقل زنان»

«اما نقصان عقولهن فشاهده امرأتين کشهادة الرجل و الواحده»:اندکي خردشان بدان خاطر است که گواهي دو زن، همچون گواهي يک مرد است.

بعضي از علماي متعصب با اعتقاد به صحت چنين رواياتي، برتري مردان را از حيث عقلاني قطعي مي دانند، اما عده ديگر به توجيح اين مسأله روي آورده اند و با تکيه بر مسائل عقلاني و روانشناختي، درباره ي آن سخن گفته و به تحليل ان پرداخته اند.در اينجا به آرائي که در معناي اين حديث بيان شده است، به اختصار، اشاره مي کنيم:

  1. زنان و مردان در عقل علمي مساوي اند و تفاوت آنها در عقل نظري است.عقل نظري، آنچه مي کند درباره ظواهر و عوارض و مصلحت انديشي دنيوي است و درباره ي حقايق و ذوات و معقولات واقعي، جز حدس و گمان و احتمال، کاري از او ساخته نيست، بلکه اغلب در ذهن وسوسه مي کند و شک مي آورد.اما عقل عملي متوجه حقايق است و حسن نيت و اراده خير را به انسان مي دهد و بنياد عقايد ديني و اخلاقي را استوار مي کند و منشاء ايمان است ، نه تشکيک.بنا براين، آنچه صنف مرد به او مي بالد و مغرور مي شود، في نفسه، داراي ارزش نيست و اعتباري بيش از شکل دادن به واحدها و قضايايي که آنها را صحيح تلقي کرده است ندارد.
  2. لبيب بيضون، معتقد است:قدرت تميز خوب و بد در امور اساسي در همه انسانها هست، ولي در تشخيص خير و شر در امور فرعي، عنصر مردانه اندکي بر عنصر زنانه ترجيح دارد.
  3. منظور از نقصان عقل، کاستي تعقل(عقل تجربي و اکتسابي) است نه کمبود قوه عقل(عقل موهبتي). و اين بدان خاطر است که زنان به خصوص در جامعه قديم اعراب بيشتر در خانه بودند و کمتر در اجتماع حضور مي يافتند و کمتر از مردان داراي تجربه بودند و اگر مردان هم در اين شرايط قرار گيرند همين گونه مي شود.

در مردان کفه عقل و سنجش و در زنان کفه عشق و احساس و عاطفه و محبت سنگين تر است و سنگيني اين کفه در زنان لازمه همسر بودن و مادر بودن آنان در نظام هستي است.

  1. ظرف هويت ذاتي زن و مرد با هم برابر است، ولي خصوصيات ذاتي زن، مانع از ظهور و بروز کامل از اين قوه خدادادي است.
  2. عقل به دو نوع انساني و اجتماعي منقسم مي شود که زنان و مردان در عقل انساني(ما عبدبه الرحمن و اکتسب به الجنان)مساوي اند، ولي در عقل اجتماعي، مردان برتري دارند .

نقد نظريه ي «نقصان عقل زنان»

تفاوتهائي که از جنبه ي تعقل ميان زن و مرد ادعا شده است، بيشتر منشاء اجتماعي-فرهنگي دارد و عارضه اي زوال پذير است؛ براي مثال، زني که در جامعه بسته، خانه نشين شده باشد، بسياري از مسائل اجتماعي را درک نمي کند و عقل اجتماعي اش شکل نمي گيرد، ولي اگر همان زن از شرايط مساعدي بر خوردار شود متهم به نقص عقل نخواهد بود؛زنان از آن جهت که در تاريخ هميشه مورد ظلم و ستم بوده است و در ميدان فعاليت ، حضور پيدا نکرده بودند، عقل اجتماعيشان پرورش پيدا نکرده است و از اين جهت عقب تر از مردان نگه داشته شده اند و اين به معناي ناتواني ذاتي زنان نيست، طبيعتي است اگر زن را در خانه حبس و شريط فضل و دانش را از او دريغ کنند، نمي تواند مانند کسي که در جامعه حضور دارد و از رويدادها با خبر است، فهم و درک اجتماعي داشته باشد. پس در اين ميان ميان زن و مرد تفاوتي قائل نيست و اگر مردان را هم در اين شريط و خانه نشيني حبس کنند چنين خواهند شد.

اما تفسير نقصان عقل برابر با نهادن گواهي دو زن با گواهي يک مرد، نمي تواند موجه باشد؛ چون گواهي دادن چندان ربطي به عقل ندارد. درست است که گاهي عاطفه در پديد آمدن انحراف موءثر است ، اما نيرومندي عواطف به معني کم خردي نيست. عقل با انديشه و کم خردي سرو کار دارد و گواهي دادن با روءيت صحيح حوادث و امانتداري و راستگوئي و استواري در گزارش صادقانه آنها مرتبط است.پس زنان چون در گذشته کمتر در عرصه اجتماع حضور داشته اند نمي توانستند در مسائل قضاوتي اجتماعي به خوبي مردان قضاوت کنند اما در اکثر جوامع امروزي زنان بيشتر از گذشته در اجتماع حضور دارند اين حکم صادق نيست.

باب شهادت، به معقولات ارتباط ندارد و مربوط به عالم محسوسات است. لذا شهادت به معقول، نه جايز است و نه معتبر.بر اساس اين ملاحظات است که آيت الله جوادي آملي مي گويد: اينکه شهادت دو زن در حکم شهادت يک مرد است، نه براي آن است که زن عقل و درکي ناقص دارد و در تشخيص اشتباه مي کند بلکه«ان تفضل احداهما فتذکر احدهما الاخري»يعني :اگر يکي از آن دو فراموش نمود، ديگري به او تذکر دهد.پس قرآن علت نابرابري زنان و مردان را در شهادت، فراموشي دانسته و هرگز از نقص عقل در اين زمينه،مايه نگذاشته است؛زيرا زن مشغول کارهاي خانه، تربيت بچه، و مشکلات مادري بوده است و ممکن است صحنه اي را که ديده است را فراموش کند. بنابر اين دو نفر باشند تا اگر يکي يادش رفته باشد آن ديگري متذکر شود.

پس اين بند از روايت، مخالف قرآن است زيرا در قرآن، سبب نابرابري زن و مرد را در شهادت«نسيان» معرفي شده است نه« نقص عقل»

علاوه بر اين، در بسياري از روايات، از زنان عاقل سخن رفته است، چنانچه خود حضرت علي(ع) مي فرمايد:«از مشورت با زنان بپرهيزيد، جز زني که که به تجربه، کمال عقلش به ثبوت رسيده است»(بحارالانوار ج 100ص 253 ح 2) پس اين روايات و ساير رواياتي که از پيامبر و ائمه در مورد اين که با زنان مشورت نکنيد مربوط به زن ستيزي نمي شود بلکه همان طور که گفتم زنان آن زمان از نظر عقل اجتماعي به علت خانه نشيني ضعيف بوده اند و بنا بر اين روايت مشورت با زناني که عقل اجتماعي آنها به کمال رسيده است هيچ مشکلي ندارد زنان در جامعه امروز از نظر عقل اجتماعي به کمال خود رسيده اند.

اين روايت خد بيانگر اين نکته است که زنان مي توانند به کمال عقلاني برسند و در بعضي از روايات وارد شده است که خداوند بعضي از زنان را با عقل از ديگران امتياز داده است(بحار الانوارج 43 ص 34)

گذشته از اين روايات، تاريخ نيز شاهد زنان بسياري بوده است که به کمال رسيده اند و امروزه زنان متفکر کم نيستند. آيا بايد آنان را استثناء دانست؟؟ آيا استثناء تا اين حد صحيح است؟؟

بنابراين، اگر روايت از معصوم صادر شده باشد آيا مي توان به طور عموم گفت که در هيچ يک از امور نبايد از زنان پيروي کرد و همه آنها مايه ي فساد و تباهي اند؟؟ اگر اين سخن فراگير و عام باشد، وضع آن همه زنان صالح که در اسلام و در زمان شخص رسول الله(ص)و ساير معصومين(ع) بوده چه خواهد شد؟؟آيا آنها هم مشمول همين مفاهيم خواهند بود؟؟ اگر آنها مستثناء هستند پس ظاهر حديث مراد نيست، بلکه منظور بعضي از زنان خواهند بود که تربيت اسلامي نيافته و خود را با موازين اسلامي تصبيق نداده اند..

انسانهاي صالح و شايسته همه مورد عنايت رسول اکرم(ص)و ائمه معصومين(ع)بوده اند و بويژه زنان صالح که رسول خدا(ص) در مقام تمجيد و تکريم آنها فرمود:از دنياي شما سه چيز مورد عنايت و علاقه من قرار دارد که يکي از آنها زنان است.زناني که شخص پيامبر اين گونه مي ستايد و مورد علاقه و لطف او هستند، چگونه علي (ع) بر خلاف پيامبر(ص) به نکوهش و سرزنش آنها مي پردازند؟؟؟

بنابر اين با توجه به آنچه اشاره شد يا روايت از مقام معصوم صادر نشده است، چنانچه سند آن خالي از اشکال نيست يا اگر صدور آن درست باشد در دلالت خدشه پذير است که به آن اشاره کرديم و بر فرض صحت سند و دلالت بايد گفت:قطعاً منظور امام علي(ع)عام نبوده است و زنان شايسته و تربيت شده اسلامي خارج از اين عموم خواهند بود.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید


اشتراک بگذارید:


پرداخت اینترنتی - دانلود سریع - اطمینان از خرید

پرداخت هزینه و دریافت فایل

مبلغ قابل پرداخت 4,000 تومان
(شامل 20% تخفیف)
مبلغ بدون تخفیف: 5,000 تومان
عملیات پرداخت با همکاری بانک انجام می شود
کدتخفیف:

درصورتیکه برای خرید اینترنتی نیاز به راهنمایی دارید اینجا کلیک کنید


فایل هایی که پس از پرداخت می توانید دانلود کنید

نام فایلحجم فایل
02_631739_2676.zip29.2k





نظرسنجی
قیمت های محصولات فروشگاه را چگونه میبینید؟
filesell filesell